دیــوونـه بـــازیـهای مـا دوتـا

می دانم وقتی دلت شکسته هم حرمت نگه نمیدارند...ادمها تو وقت تنهایی و دل شکستگی هم رحم نمیکنند...نه به حرمت دل پاکت نه به حرمت داغی که بر دلت نشسته...و احساس نابت را به دروغی ناچیز میفروشند...گاهی فریاد را میطلبی تا در ازدحام اطرافت خودت را باور کنی...گاهی متهم میشی به اونچه که هستی ولی نمیخواهی...میدانم سکوت حاشیه دار نگاهت درد دارد...دردی که تو با سکوتت ناله های عذاب اورش را به نگاهم میکوبی..تنهایی درد داری میدانم...ولی هیچ نمیگویی به حرمت ابروی دل پاکت....مجبور میشوی..درد را زندگی میکنی...واین تکرار پر ترحمی است..میگویی پایان دلگیری است ...ولی من پایانت را باور ندارم...تو اغازت دلگیر نبود...


+ یکشنبه 26 آبان 139209:46 shinygirl | ارسال نظر(1)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید